خرید بک لینک

نه دیگه کسی هست برای درد دل نه دیگه حرفی هست برای گریه کردن مردگانیم در نقش زندگان البته با یه بازی افتضاح

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 بهمن 1401 ساعت: 23:23

امروز رفتم شهر مزبور تا شب گشت و گذار کردم جاهای که قبلاً رفته بودم اما طرف رو ندیدیم هیچ چیز آشنایی غیر از تندیس های مشاهیر نبود تاریک که شد استارت زدم و حرکت کردم به سوی خانه تا زمانی دیگر برای پرسه زدن در کوی دلبر

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 بهمن 1401 ساعت: 23:23

کاش بهار دختر من و تو بود کاش مادرش تو بودی چقدر ناز کردن و قهر و آشتی اش به تو رفته نه مادر خودش

اون که ندیده تو رو هزار کیلومتر فاصله رو چجوری حس کرده یا شایدم اینار من در خیالم اینجور مبینیم و واقعی نیست

توهم و خیال بوی ذلف تو هست که هنوز تو ناخود آگاه مغزم جا مونده و زمانی که آسوده میشم با دختر کوچولوم یاد قول و قرار های بین خودمون میوفتم که بر باد رفت برای دخترمون

«م»

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: چهارشنبه 5 بهمن 1401 ساعت: 23:23

صفحه بندی